خانه / سینما / گلادیاتورهای فکر و ذهن: از داوینچی تا زوکربرگ: نیروی قدرتمند ذهن، شکل تازه قهرمان / یادداشت تازه امیر قادری

گلادیاتورهای فکر و ذهن: از داوینچی تا زوکربرگ: نیروی قدرتمند ذهن، شکل تازه قهرمان / یادداشت تازه امیر قادری

کافه سینما-امیر قادری: اسم شان را گذاشته ام گلادیاتورهای فکری. حالا شکل مبارزه تغییر کرده است. اگر تا پیش از این، فیلم های اکشنی رواج داشتند با قهرمانانی با عضلات در هم پیچیده، از ماسیست گرفته تا آرنولد، تریلرهای پر زد و خورد اخیر را، قهرمان هایی با ذهن های خلاق تشکیل می دهند. نه فقط در مبارزه با رقیب؛ که حتی برای اثبات خود به جهان. دنیایی که در آن نرم افزارهای طریف می توانند بر سخت افزارهای مهیب و غول آسا غلبه کنند. دامنه مبارزه هم تغییر کرده است. پیش از این مردهای عضلانی و هفت تیر کش های سریع می توانستند بر یکی، دو تا… صد تا حریف پیروز شوند. حالا اما یک گیک، به یاری ذهن پویا و بلند پرواز و خلاق اش، در فکر تغییر مسیر جهان است. به فیلم ها و سریال های این روزها نگاه کنید. از بندیکت کامبربچ سریال شرلوک، تا جسی آیزنبرگ شبکه اجتماعی. حالا شخصیت اصلی داستان، نه با یک هفت تیر و ماشین سریع، که با صفحه کلیدش شناخته می شود. پشت فرمان رسانه ای که خودش ساخته و شبکه ای که خودش تنیده، با فکر و ذهن بیداری که یک لحظه نمی خوابد. آدم بدها حالا شرکت ها و سیستم ها هستند. اما اگر آثار چپ ورشکسته ای، از جمله سرمایه، ساده ترین ساخته کوستاگاوراس را فراموش کنید، در باقی آثاری از این دست، این هوش خلاق، قرار است از پس گروه ها و ساختارهای عظیم از پیش شکل گرفته، برآید و جهان خودش را بسازد. حالا یک آدم تازه در این جهان، قوی تر شده است.

به مجموعه شیاطین داوینچی، اثر دیوید اس گویر نگاه کنید. لئوناردو داوینچی در مرکز فلورانس. در برابر ساختارهای کهنه سیاسی و نظامی و مذهبی و اقتصادی. یک مرد تنها که یک ذهن زیبا دارد و توان تولید و خلق. به پرواز فکر می کند و به خودش و گروه اش فردیتی می بخشد، به نفع سرزمین اش، مهد آزادی: فلورانس. یا تصویری که آرون سورکین و دیوید فینچر، بیشتر در شبکه اجتماعی، و کمتر در اتاق خبر و مانی بال از چنین قهرمانی می سازند: انسانی در مرکز ساختارهایی که برای تغییر دادن شان، ذهن هوشمند خودش و اطرافیان اش را دارد. بچه های پولدار دانشکده آکسفورد با خانواده های اشراف منش شان، می بازند؛ چون ذهن تیز جسی آیزنبرگ را ندارند. در شرلوک هزاره جدید، حل معمای جنایت و گرفتن مجرم، آن قدر ارزش ندارد، که قهرمانی که با دامنه و قدرت هوش اش، خودش را ارضا می کنند و توانایی هایش را به رخ سیستم های از پیش مستقر، می کشد.

حالا دیگر خانواده، پول، مشروعیت نظامی و طبقاتی نیست که راه قهرمانان مردمی را برای ایجاد جهانی پر از فرصت های برابر، باز می کند. در قسمت تازه سفرهای ستاره ای، ساخته جی جی آبرامز، در یک دیالوگ حاشیه ای، هدف انسان شبیه چنین چیزی تشریح می شود: رسیدن به حداکثر توانایی هایش در طول زندگی. و نرم افزارها در دنیای جدید و محصولات فرهنگی اش دارند کاری می کنند که این اتفاق بیش از همیشه رخ دهد. خیلی بیشتر از یک بازوی فیزیکی. حالا بیش از همیشه: «یک گام کوچک برای انسان، یک گام بزرگ برای بشریت» است.

davinchi

دیدگاهتان را ثبت کنید