خانه / سینما / "قلبت توی دستم است…" / اصل ترانه و برگردان متن اش در "کافه سینما": عشق معمولي، ترانه‌اي که یک هفته قبل گروه "یو تو" (U2) برای ماندلا خواند / مرگ ماندلا در "کافه سینما"-9

"قلبت توی دستم است…" / اصل ترانه و برگردان متن اش در "کافه سینما": عشق معمولي، ترانه‌اي که یک هفته قبل گروه "یو تو" (U2) برای ماندلا خواند / مرگ ماندلا در "کافه سینما"-9

كافه سينماسرويس موسيقي: «عشق معمولي» نام آهنگي است كه گروه مشهور راك «يو2» براي بزرگداشت نام «نلسون ماندلا» ساختند و اجرا كردند. اين گروه راك، سال‌ها با اين مبارز بزرگ و رهبر الهام‌بخش، دوستي نزديكي داشتند و در مراسم مختلف در كنار او به اجراي برنامه پرداخته بودند. وقتي «هاروي واينستاين»، تهيه كننده فيلم زندگينامه ماندلا يعني «ماندلا:راه طولاني تا آزادي» از گروه مشهور و معتبر «يو تو» درخواست كرد تا براي اين فيلم آهنگي بسازد، آن‌ها بدون درنگ قبول كردند و درست كمتر از يك هفته پیش از درگذشت «ماندلا» آنرا منتشر نمودند. اين آهنگ اولين اثر «يو2» پس از سال 2010 محسوب مي‌شود. متن نسخه اصلي و ترجمه ترانه «عشق معمولي» را در کافه سینما بخوانيد و به اين آهنگ گوش كنيد.


Mandella-u2

عشق معمولی/ حجم: 3/5 مگابایت/ دانلود


دانــلود

لینک ویدئو این ویدئو را در سایت خود قرار دهید


Ordinary Love

The sea wants to kiss the golden shore 
The sunlight warms your skin 
All the beauty that’s been lost before wants to find us again 

I can’t fight you any more, it’s you I’m fighting for 
The sea throws rock together but time leaves us polished stones 

We can’t fall any further 
If we can’t feel ordinary love 
And we can’t reach any higher, 
If we can’t deal with ordinary love 

Birds fly high in the summer sky and rest on the breeze. 
The same wind will take care of you and I. 
We’ll build our house in the trees. 

Your heart is on my sleeve 
Did you put it there with a magic marker? 
For years I would believe that the would couldn’t wash it away 

‘Cause 

We can’t fall any further 
If we can’t feel ordinary love 
And we can’t reach any higher 

Are we tough enough for ordinary love? 

We can’t fall any further, if 
We can’t feel ordinary love 
And we can’t reach any higher, 
If we can’t deal with ordinary love

 

دريا مي‌خواهد بر ساحل طلايي بوسه بزند
نور آفتاب بدنتان را گرم مي‌كند
تمام زيبايي‌هايي كه گم شده بودند مي‌خواهند دوباره پيدايمان كنند

ديگر نمي‌توانم با تو بجنگم، اين تو هستي كه به‌خاطرش مي‌جنگم
دريا صخره‌ها را به هم مي‌سايد، اما به مرور زمان، سنگ‌هايي صيقل خورده خواهيم شد

ديگر بيش از اين نمي‌توانيم سقوط كنيم
اگر نتوانيم عشقي معمولي را احساس كنيم
و نمي‌توانيم بيش از اين صعود كنيم
اگر نتوانيم با عشق معمولي خود كنار بياييم

پرندگان در تابستان در اوج پرواز مي‌كنند و بر روي نسيم خنك استراحت مي‌كنند

بادي كه از هر دويمان محافظت مي‌كند يكي است
ما خانه‌هايمان را در ميان درختان خواهيم ساخت

قلبت در دستانم است
آيا آن را با يك نشانه جادويي اين‌جا قرار داده‌اي؟
براي سال‌هاي طولاني به اين فكر مي‌كرده‌ام كه نمي‌توانيم آن را از وجودمان پاك كنيم

چون

ديگر بيش از اين نمي‌توانيم سقوط كنيم
اگر نتوانيم عشقي معمولي را احساس كنيم
و نمي‌توانيم بيش از اين صعود كنيم

آيا براي عشق معمولي به قدر كافي قوي و محكم هستيم؟

ديگر بيش از اين نمي‌توانيم سقوط كنيم
اگر نتوانيم عشقي معمولي را احساس كنيم
و نمي‌توانيم بيش از اين صعود كنيم
اگر نتوانيم با عشق معمولي خود كنار بياييم

کافه سینما

دیدگاهتان را ثبت کنید