خانه / سینما / «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» یک اثر هنری کامل نیست ولی یک محصول فرهنگی لازم برای جامعه است

«هیس! دخترها فریاد نمیزنند» یک اثر هنری کامل نیست ولی یک محصول فرهنگی لازم برای جامعه است

مخلوطی از تعهدگرایی اجتماعی پوران درخشنده که با تمایلات زنانه تهمینه میلانی هم مخلوط شده باشد. فیلمی به شدت احساساتی و گاهی شعارزده با اجرایی نه چندان خوب، که البته در بین فیلم‌های اخیر پوران درخشنده، بهترین کارگردانی را دارد. بازی‌های اغراق‌آمیز بیشتر بازیگران به جز شهاب حسینی و بازی خیلی خوب طناز طباطبایی. جمع شدن همه کلیشه‌های ممکن چنین فیلم‌هایی در یک فیلم برای به کارگیری احساسات تماشاگر یا به وجود آوردن تعلیق. همه این‌ها ممکن است شما را آماده کند تا از «هیس!دخترها فریاد نمی‌زنند» بدتان بیاید. اما واقعیت این است که در فیلم صداقتی جاری شده که گاهی خلع سلاح‌تان می‌کند.

 

hush

 

در میانه‌ی بازی اغراق شده و دیالوگ‌های بد مریلا زارعی و رییس زندان و دادستان و بقیه، اگر خودتان را رها کنید، لحظات زیادی وجود دارد که اشک‌تان جاری می‌شود یا تن‌تان می‌لرزد. این قدرت یک فیلم اجتماعی است که سوژه‌اش هوشمندانه انتخاب شده هرچند اجرایش کمک چندانی به سوژه درخشان و جسورانه‌اش نکرده است. به سبک و سیاق بیشتر ملودرام‌های اجتماعی ایرانی نیمه اولش بهتر هم هست. انگار کارگردانان ما بیشتر جسارت‌شان را در طرح یک موضوع می‌بینند و به نتیجه‌گیری که می‌رسد، خودشان را کنار می‌کشند. ایرادهای فیلمنامه که فقط در دیالوگ‌نویسی ضعیف هم خلاصه نمی‌شود. مثلا چطور امیرعلی انقدر در اتاق بازجویی می‌ماند که مراد را بیاورند و به او حمله کند؟!ایرادهای اجرایی مثل در رفتن زمان داخل فیلم، که اصلا معلوم نمی‌شود از هر واقعه تا سکانس بعدی‌اش چقدر گذشته است: یک روز یا یک ساعت یا یک ماه؟یا بازی‌هایی که معلوم نیست چرا انقدر اغراق دارند هم در بروز احساسات‌شان هم در عدم نمایش‌اش. (سکانس اول بعد از ماجرای قتل همه به قدری طبیعی برخورد می‌کنند که انگار همه چیز قرار است یک شوخی باشد.) این وسط فقط طناز طباطبایی است که یکی از بهترین بازی‌های کارنامه کاری‌اش را ارائه می‌دهد. حساب‌شده، با لرز‌ش‌های به موقع، بغض‌هایی که درون قلب مخاطب نفوذ می‌کند و صدایی که انگار ترسیده . شبیه یک بچه وحشت‌زده است. درست همان چیزی که نقش اقتضا می‌کند. نمی‌شود جسارت پوران درخشنده را تحسین نکرد که دست روی چنین سوژه حساسی گذاشته که سال‌هاست جامعه‌مان دست‌به‌گریبانش است و هر وقت از ایرادات قانونی که در این زمینه‌ها وجود دارد صحبت شده، همان‌طور که فیلم به درستی اشاره می‌کند همه دست‌شان را روی دهان‌شان گذاشته‌اند که: هیس!

 

همین چند وقت پیش بود که در صفحه حوادث یکی از روزنامه‌ها درباره راننده‌ای نوشته بودند که یکی از بچه‌ها را مورد آزار و اذیت قرار می‌داده و والدین کودک که خوشبختانه از نظر فکری آدم‌های بازی بودند، با دیدن تغییر حالات روحی بچه‌شان موضوع را پیگیری می‌کنند و از راننده موردنظر شکایت می‌کنند. کاری که اگر مثلا شخصیت منزلتی در فیلم انجام داده بود دیگر شیرین به قصاص محکوم نمی‌شد. نیشتر تلخ فیلم «هیس!…» فقط مختص قانون نیست که هشدار بزرگی به آدم‌های اجتماع است. پدر و مادرهایی که بچه‌هایی تحویل جامعه می‌دهند که از نظر روحی مریض‌اند و مشکل دارند. والدینی که با بازی واهی با برخی کلمات مانند آبرو گاهی در حد یک جنایتکار برای جامعه خطرناک می‌شوند. این‌بار دیگر از افراط‌گری‌های فمینیستی و دردهای پیش‌پاافتاده خبری نیست. فیلمساز دارد رک و صریح به موضوعی اشاره می‌کند که مدت‌های طولانی همه‌مان نادیده‌اش گرفته‌ایم. به‌عنوان یکی از اعضای جامعه می‌شود گفت: «هیس!دخترها فریاد نمی‌زنند» شاید فیلم کاملی نباشد اما یک محصول فرهنگی لازم برای جامعه است. تلنگری که یک اثر اجتماعی فرهنگی باید بزند را درست می‌زند. به همین دلیل هم سالن‌های سینما این دو روز پر از آدم‌هایی بود که آمده بودند یک فیلم پر ایراد به شدت تلخ را ببینند. خودشان هم می‌دانستند که وقت سکوت در برابر چنین جنایت‌های خاموشی در جامعه به سر آمده است. «هیس!…» آیینه‌ای روبه‌روی جامعه‌ای می‌گذارد که از دیدن شمایل واقعی خودش هم هراس دارد. شجاعت فیلمساز و صراحتش را در ساختن این فیلم می‌شود ستود، اینکه سعی نکرده برای چنین ماجرای تلخی پایان خوشی رقم بزند، اینکه سراغ موضوعی رفته که شاید خیلی‌ها جرات فکر کردن به آن را هم ندارند…

 

 

 

 

دیدگاهتان را ثبت کنید