خانه / سینما / شکست یک مستند سیاسی: «انتهای خیابان پاستور»: روایتی صرف از انتخابات 92، بی هیچ ارزش افزوده! / نگاه نویسنده "کافه سینما" به محصول فیلمسازی که مستند سیاسی قبلی‌اش را دوست داشتیم

شکست یک مستند سیاسی: «انتهای خیابان پاستور»: روایتی صرف از انتخابات 92، بی هیچ ارزش افزوده! / نگاه نویسنده "کافه سینما" به محصول فیلمسازی که مستند سیاسی قبلی‌اش را دوست داشتیم

کافه سینما – امیرعباس صباغ: در «صندلی 257» فیلمساز گویی فیلمنامه ای سینمایی را نوشته باشد، بعد از معرفی نامزدهای مجلس، موفق به خلق یک درام می شود که متاسفانه در «انتهای خیابان پاستور» چون صرفا به تکرارِ همان فرمولِ موفقِ اثرِ قبلی اش پرداخته، در ایجاد هرگونه تعلیقی ناکام مانده و فیلمش فاقد هرگونه کششِ روایی ست، مخصوصا در نیمه دوم فیلم که حجم تصاویر آرشیوی فیلم دوبرابر نیمه اول می شود.

ابتدا فیلم را بشناسیم

«انتهای خیابان پاستور» با تصاویری از لحظه تحویل سال 92 و پیام رهبری درباره شعار سال 92 (حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی) آغاز و بعد از آن تصاویری از ثبت نام هشت نامزد ریاست جمهوری به همراه هاشمی رفسنجانی و مشایی را شاهدیم که روایت فیلمساز از انتخابات ریاست جمهوری آغاز می شود. درادامه صفحات اول روزنامه های کشور اتفاقات آن مقطع (از جمله رد صلاحیت هاشمی و مشایی) را به تصویر می کشند. و سپس، شاهد معرفی فیلمساز از هشت نامزد ریاست جمهوری هستیم که به ترتیب سراغ غرضی، رضایی، ولایتی، جلیلی، عارف، روحانی، حداد عادل و قالیباف رفته و با پخش گزیده هایی از فیلم های تبلیغاتی انان و سخنرانی هایشان در تجمعات مردمی و گفتگو با یکی دو نفر از جمعیت حاضر ، به معرفی هشت نامزد می پردازد. در نیمه دوم فیلم و بعد از معرفی اجمالی هشت نامزد، فیلمساز به مناظرات نامزدها پرداخته و با گلچین کردن بخش هایی از مناظرات تلویزیونی به تفاوت های میان نامزدها می پردازد. فیلم بطور مشخص به چهار مورد مشخص ( پاسخ روحانی به جلیلی و رضایی)، (پاسخ ولایتی به حداد عادل و جلیلی)، (پاسخ عارف به حداد عادل و جلیلی) و بالاخره دوئل نهایی یعنی رویارویی قالیباف و روحانی، اشاره می کند که در این مورد آخری تجمعات هواداران دو طرف در مکان های مشترک (که به شکل خفیفی یادآور رفتار حامیان دو نامزد اول انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بود) را نیز نمایش می دهد. فیلم با نمایش کناره گیری عارف به نفع روحانی به روز انتخابات می رسد و بعد از پخش تصاویری از لحظات رای دادن رهبری نظام، رئیس جمهور، هاشمی رفسنجانی و البته هشت نامزدی که دوتایشان انصراف داده بودند، دقایقی را به نمایش شمارش آرا مردم در مراکز اخذ رای، اختصاص داده و سپس به ستاد حسن روحانی رفته و حال و هوای آنجا، هنگام اعلام نتایج نهایی را به تصویر می کشد. فیلم با تحویل کاخ ریاست جمهوری به حسن روحانی و قرائت پیمان نامه هیات دولت با مردم در اولین جلسه هیات دولت یازدهم، به پایان می رسد.

و حالا نگاهی به فیلم

1- مشکل اساسی «انتهای خیابان پاستور» این است که موضوع مشخصی ندارد و به جز روایتِ روزنامه وارِ فیلمساز از اتفاقات خرداد 92، فیلم هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد. فیلم می توانست با انتخاب یکی از اتفاقات مهم آن مقطع (رد صلاحیت آقای هاشمی و مشایی، رشد تدریجی آرا آقای روحانی در نظرسنجی ها، رای دادن آنهایی که انتخابات را تحریم کرده بودند، علل ناکامی قالیباف که بسیاری او را شانس اول ریاست جمهوری می دانستند، مقایسه وضعیت نامزدها نسبت به هم از روز آغاز تبلیغات تا آخرین روز و …)، فیلم جذابی بسازد که تکلیفش با مخاطب روشن باشد و در انتها چیزی دستگیر تماشاگر شود. انتخابات سال 92 به عنوان منحصر به فردترین انتخابات ریاست جمهوری در قیاس با تمامی ده دوره گذشته (از جهت صف بندی های احزاب، تردید عده ای از مردم برای حضور پای صندوق رای و البته شرایط اجتماعی و سیاسی کشور) پر از سوژه های جذابی است که هر کدام پتانسیل تبدیل به یک مستند مستقل را دارند و به اعتقادم برای ورود به چنین موضوعِ چند وجهی و پیچیده ای، راهی جز پرداخت به یک وجه یا موضوع مشخص نیست که در غیر اینصورت نتیجه کار، چیزی شبیه همین مستند است. فیلمی که جذابیتش تنها زاییده موضوعِ مهمش است نه خلاقیت سازندگان آن.

2- «انتهای خیابان پاستور» شباهت های انکار ناپذیری با مستند قبلی محسن خان جهانی «صندلی 257» (که می توانید در اینجا درباره آن بخوانید.) دارد که در مقایسه با آن اثر ضعیف تری محسوب می شود. در آنجا با رقابت نامزدهای مجلس شورای اسلامی در یکی از روستاهای زنجان رو به رو بودیم که فیلمساز با هوشمندی و لحن طعنه آمیز و کنایی اش علاوه بر تاکید روی روانشناسی توده و انتخاب یک سوژه مشخص و جذاب (رقابت انتخاباتی میان نامزدهای روستای «ماه نشان» که یکی از آنها 24 سال است در آن منطقه رای می آورد و این بار با رقیبی جدی مواجه است )که مخاطب تا انتهای فیلم مشتاق است بداند نتیجه با انتخاب کدام نامزد رقم می خورد؟ رو به رو بودیم که هیچ کدام از این دو ویژگی مهم را در این مستند نمی بینیم. در «صندلی 257» فیلمساز گویی فیلمنامه ای سینمایی را نوشته باشد، بعد از معرفی نامزدهای مجلس، موفق به خلق یک درام می شود که متاسفانه در «انتهای خیابان پاستور» چون صرفا به تکرارِ همان فرمولِ موفقِ اثرِ قبلی اش پرداخته، در ایجاد هرگونه تعلیقی ناکام مانده و فیلمش فاقد هرگونه کششِ روایی ست، مخصوصا در نیمه دوم فیلم که حجم تصاویر آرشیوی فیلم دوبرابر نیمه اول می شود.

3- یکی از برگ برنده های مستندهایی از جنس «انتهای خیابان پاستور» اطلاعاتِ اضافه یا حرف های نگفته ای ست که به تماشاگر خود منتقل می کنند. این اطلاعات می تواند از دلِ تحقیقات فیلمساز یا دسترسی اش به افراد و اسنادی که محرمانه بوده یا از نگاه رسانه ها دور مانده، بیرون آید و یا حتی در بستر گفتگویی اختصاصی با یک شخصیت تاثیرگزار شکل گیرد. بهترین مثالش دو مستند انتخاباتی شبکه بی بی سی «مردی با کاپشن بهاری» و «بیست و چندم خرداد » که چند هفته قبل از انتخابات و در راستای سیاست های آن شبکه خبری پخش شد. که هر دو در کنارِ ساختار و موضوع جذاب خود، برای اولین بار از ناگفته هایی درباره سوژه خود، پرده برداشته و اطلاعاتِ تازه ای به مخاطب خود می دهند. که متاسفانه تنها منبع و خوراک «انتهای خیابان پاستور» عمومی ترین اسناد و مدارک موجود (مناظرات تلویزیونی، فیلم تبلیغاتی نامزدها، صفحه اول روزنامه های کشور) بوده که دسترسی آن به سهولت برای عامه مردم ممکن است.

4- و آخرین نکته ای که بعد از تماشایِ بار ِاولِ «انتهای خیابان پاستور» ( آن هم با اعمال شاقه! ) به نظرم رسید. نقش کاریکاتوری مردم در آن بود. این نقش را در «صندلی 257» نیز دیده بودیم با این تفاوت که در آن فیلم، این مساله کاملا در خدمت سوژه و متناسب با واقعیت جامعه ایرانی بود، اما در این فیلم صحبت از حماسه سیاسی و انتخاب رئیس جمهور یک کشور 70 میلیونی ست نه انتخاب یک نماینده مجلس برای یکی از توابع استان زنجان! وقتی مستندی با موضوع انتخابات ریاست جمهوری می سازیم و مردم هم یکی از عناصر و شخصیت های آن هستند، بسنده کردن به تصاویر میتینگ های انتخاباتی و نمایش آدم های کُمیکی که بیش از هر چیز انبساطِ خاطرِ تماشاگر را رقم می زنند، به معنای نادیده گرفتن نقش مردمی ست که اراده شان باطل السحر هر عنصرِ مزاحمِ داخلی و خارجی ست.

امیرعباس صباغ – کافه سینما


دیدگاهتان را ثبت کنید