خانه / سینما / سینمای حلال، سینمای پاک: یادداشت تازه علی معلم

سینمای حلال، سینمای پاک: یادداشت تازه علی معلم

کافه سینما-علی معلم: شايد ده ها هزار بار اين جمله را شنيده ايم که معضل اصلي سينماي ايران فيلمنامه است. هر کس در هر مقام و منصب و جايگاهي در ساليان اخير براي خالي نبودن عريضه از اين مشکل سخن به ميان آورده و براي حل اين بحران يا معضل راه حل هايي ارائه کرده. مديران و مسئولان که عاشق اين عبارت هستند چون راه را دور مي زند و معضل اصلي را پنهان مي کند از اين رو بارها و بارها دست به اقدامات معيرالعقول زده اند: از جمله گروهي را گرد خود جمع نموده و با يک عنوان دهن پُرکن سعي کرده اند از چوب فيلمنامه نويس بسازند! چه هزينه ها که به پاي اين اقدامات ريخته نشده و چه ساعت هايي از عمر که به هدر نرفته است. خداي نکرده نمي خواهم سرپوشي بر عيوب فيلمنامه نويسي براي سينما در ايران بگذارم يا از دستاوردهاي برجسته ي اين حوزه چماقي بسازم. مسئله اين است که معضل کمبود فيلمنامه خوب، ايده هاي نو و فکرهاي درخشان يک معضل جهاني است و تنها مختص به کشور ما نيست. مشکل اصلي ما اما، در اينجاست که سينماي ايران سازوکار مناسب صنعتي و هنري براي توليد فيلم ندارد. وقتي فيلمسازي عرصه جولان سفارش هاي بي ربط با سينماست، هنگامي که جريان اصلي سينما به مخاطب متصل نيست، در زماني که تهيه کنندگي و توليد فيلم يک تخصص به شمار نمي آيد و جاي خاله بازي دوستان است، در هنگامه اي که قدر نويسندگان برجسته و اصيل به سبب عدم متابعت شان از نظرگاه مديران رعايت نمي شود، در تنگنايي که حقيرترين جايگاه سينما، منزلگاه فکر و ايده است و خلاصه در شرايطي که شيپور سينما از دهانه اش زده نمي شود و به عوض آغاز توليد يک فيلم از دفاتر و شرکت ها و افراد اصيل سينما، تصميم براي توليد از جاي ديگر و با پول ملت است، طبيعي است که براي حل مشکلات بايد راه حل را در جاي ديگري جستجو کرد.

عبارت بالا که از منتقد گرفته تا مسئول و سينماگر تقريباً از دهان همه شنيده شده من را ياد آن تعميرکار اصفهاني مي اندازد که هر مشکلي را در خودرو خراب مردم مي ديد و در مقابل اين پرسش قرار مي گرفت که مشکل ماشين از کجاست، مي فرمود:

اِز تِسمِشِـست! (يعني از تسمه ماشين است!)


سينماي حلال، سينماي پاک

در هر فرهنگ و آيين و کشوري براي توصيف يک کار شرافتمندانه (در هر حوزه اي) عباراتي توصيفي وجود دارد. در فرهنگ ديني ما، عمل، شغل و کسب و کاري مورد احترام خلق و خالق است که حلال باشد. اگر فراتر از شعارهاي روزمره بخواهيم بحث «حلال» را به فعاليت هاي سينمايي تسري دهيم، آنگاه لازم است که به سازوکارهاي اين حرفه بپردازيم. نکات زير تأملاتي است در باب سينماي حلال:

سينماي حلال، سينمايي است که: کم فروش نيست، براي آن زحمت کشيده شده، دست اندرکاران اش براي ساخت اثر از جان خود مايه گذاشته اند و سعي داشته اند بهترين کيفيت را در اثرشان محقق کنند.

در جريان ساخت فيلم اگر از منابع مالي عمومي (حق مردم) و يا شخصي استفاده شده در آن خللي وجود نداشته است. منابع مالي بايد صحيح مصرف شده و فساد مالي و ارتشاء در آن راه نيافته باشد.

حقوق مصرف کننده (تماشاگر) بايد محترم انگاشته شود. رضايت اصلي و اصيل، رضايت مخاطبان و اهل فهم و درک و نظر است.

دست اندرکاران ساخت اثر مي بايست در مقابل دريافت حقوق خود، متعهد و ملتزم به انجام بهترين طريقه خدمت رساني در حوزه وظايف خود باشند.

دستمزدهاي دست اندرکاران (اعم از بازيگران يا تکنيسين ها) مي بايست بر اساس فضيلت هاي شغلي و بازخورد کارهايشان در ميان مردم باشد. اعتبار حرفه اي، شهرت نيک و رعايت اخلاق حرفه اي و عمومي، مبداء و ميزان اين دريافت هاست.

هدف اثر، در کنار روش هاي متنوع و متفاوت آن براي ساخت (اعم از نحوه تبيين موضوع، گونه هاي مختلف و تجربيات هنري و…) مي بايست ايجاد آگاهي، سرگرمي سازي سالم، انتقال تجربه و دانش زندگي و سلوک مناسب براي زيست انسان در جامعه ي انساني باشد.

يادمان باشد هنگامي که تماشاگران سينما (چه گروه خاص و چه عام)، بر اساس مخاطب هدف، بعد از ديدن هر فيلم خوبي، سرشار از لذت، دانايي، تأثر و تأثيرپذيري از تالارهاي نمايش فيلم بيرون مي آيند، اين عبارت بر زبان شان جاري خواهد شد، حلال تان باد اين موقعيت و موفقيت!




آقايان مدير يادتان باشد…

خب، مديريت جديد سينما بيش از يکصد و ده روز است که در جاي خود مستقر شده است. همه شرايط براي تغيير سياست هاي نادرست فراهم است. بحران سينما به اوج خود رسيده، انشقاق و تفرقه به اعلاء درجه ديده شد، باندبازي و رفيق بازي و سودطلبي نتايج اش آشکار شد، تندروي ها و نظارت هاي بي قاعده ثمرات زشت خود را باقي گذاشت، مخاطبان سينماي وطني روزبه روز از آن دورتر شده اند، دخالت سياست در سينما نتايج تأسف باري داشته و…

مديران جديد يادشان باشد که آنها از پس تجربيات سي ساله سينماي ايران بر سر کار آمده اند، هرگونه حرکت ارتجاعي به سمت گذشته، درس نگرفتن از دوره هاي پيشين، ادامه وضعيت دوست سالاري و باندبازي به جاي شايسته  سالاري، ادامه روش هاي انحصارگرايانه و خودپرستانه، عدم استفاده از نيروهاي کارآمد و اتاق فکرهاي حقيقي و نه قلابي، مي تواند علاوه بر تعميق وضعيت نامناسب فعلي به از بين رفتن اميد خلايق به تغيير اوضاع بينجامد. فرصت را غنيمت بدانيد. گذشته به تاريخ پيوسته و آينده چشم به راه اقدامات مصلحانه و عاقلانه شماست.

سرمقاله شماره تازه دنیای تصویر

دیدگاهتان را ثبت کنید