خانه / سینما / در انتظار 24 آبان، در ستایش آقای بتمن، چیزی که نداریم، و مردمی که قرار است قهرمان شوند / یادداشت این هفته امیر قادری

در انتظار 24 آبان، در ستایش آقای بتمن، چیزی که نداریم، و مردمی که قرار است قهرمان شوند / یادداشت این هفته امیر قادری

کافه سینما-امیر قادری: اول متن کامل گزارش را بخوانید که خیلی خوب است: شهر «سانفرانسیسکو» تبدیل به «گاتهام» شهر «بت من» خواهد شد؛ و این به خاطر آرزوی یک پسر ۹ ساله است. «مایلز» که از سرطان خون رنج می‌برد، آرزو دارد یک «ابرقهرمان» و به طور مشخص «یک بت کید» یا «پسر خفاشی» باشد. به گزارش کافه سینما، ای بی سی نیوز نوشت: سازمان «آرزو کن»، بنیادی است که آرزوی کودکان مبتلا به بیماری‌های مهلک و سخت را در ایالات متحده برآورده می‌کند. آن‌ها به این طریق می‌خواهند امید به زندگی و پیشرفت روند درمان را، در این کودکان بیمار افزایش دهند. این موسسه قصد دارد تا

در تاریخ ۱۵ نوامبر (۲۴ آبان) تمام روز را به آرزوی مایلز تحقق ببخشد. برنامه این است: صبح روز ۱۵ نوامبر اخبار تلویزیون، برنامه‌های عادی خود را قطع می‌کند و پلیس از مردم می‌خواهد که اگر از «بت کید» خبری دارند اطلاع دهند. چون آن‌ها به کمک این ابرقهرمان برای حل یک پرونده جنایی و دستگیر کردن و تحویل دادن آدم بدها به قانون نیاز دارند. «مایلز» در ابتدا باید خانمی را که در بین ترامواهای شهری در خیابان «هاید» گیر افتاده نجات دهد و بعد سارقی را که قصد دزدی از مغازه‌های مرکز شهر دارد، دستگیر کند. بعد از این که «بت کید» نهارش را در رستوران «برگر بار» می‌خورد، پیامی از طرف رئیس به دستش می‌رسد که به او می‌گوید به بیرون از مغازه نگاهی بیندازد. اینجا او با عده زیادی از مردم که جمع شده‌اند تا از ابرقهرمانشان کمک بخواهند؛ مواجه می‌شود. بعد از آن یکی از افراد شرور شهر، شخصی را می‌دزدد و «مایلز» باید او را نجات دهد. آخرین جایی که «بت کید» در آن توقف می‌کند، ساختمان شهرداری است. در آن‌جا شهردار و رئیس پلیس سانفرانسیسکو از او تشکر می‌کنند و در حالی که کلید طلایی شهر را به او می‌دهند، جمعیت با شور و اشتیاق «مایلز» را تشویق می‌کنند. «جن ویلسون» مدیر بازاریابی و توسعه «آرزو کن» می‌گوید: وقتی «مایلز» می‌خواهد یک ابرقهرمان باشد، پس ما هم باید جمعیت زیادی برایش فراهم کنیم تا واقعاً چنین حسی به او دست بدهد. باید این کودک، با دیدن علاقه و شور مردم، فکر کند که یک ابرقهرمان واقعي است. او ادامه می‌دهد: برای انجام این کار با افراد داوطلب زیادی صحبت کردیم. صدها نفر از عکاسان، فیلم‌برداران، بازیگران، چهره‌پردازان، آتش نشان‌ها، رانندگان تاکسی و خلاصه افراد زیادی که با روی باز از این پیشنهاد ما استقبال کردند و قبول کردند تا در این کار نقشی داشته باشند. روز ۱۵ نوامبر مردم می‌توانند با فیلم‌برداری و عکس گرفتن در شهر، این داستان و ماجرای هیجان‌انگیز را دنبال کنند. شبکه‌های اجتماعی هم کمک خواهند کرد که در حین اجرای این برنامه، شخصیت‌ها و داستان‌های فرعی جدیدی نیز به وجود بیاید. پدر و مادر «مایلز» می‌دانند قرار است چه اتفاقی در این روز بیفتد. اما برای این پسر ۹ ساله، همه‌چیز شگفت‌انگیز و غیرقابل انتظار خواهد بود.

***

فکرش را بکنید. و مقایسه کنید با آن چه روشنفکرها و ارزشی های ما که خودشان را به عنوان طبقه برتر و قشر نخبه جا زده اند، می گویند. فکرش را بکنید که در طول تاریخ چطور ضد این نگاه حرکت کرده ایم. وقتی ابرقهرمان شدن مهم است و نه سر به زیر بودن. وقتی رویا مهم است و نه ضد آن. وقتی تلاش می شود تا مردم احساس کنند قهرمان اند تا این که بخواهند به شان القا شود نیازی به قهرمان ندارند. وقتی مردم یک شهر دور هم جمع می شوند تا به رویای یک کودک برای قهرمان شدن، جامه عمل بپوشانند. کودکی که سرطان دارد. همه آن چیزی که در فرهنگ ما در تقابل میان جسم و جان، و زمین و آسمان، از میان رفته است. وقتی ظاهرا به نفع همه هست تا که مردم احساس قدرت نکنند. چون لابد جای دیگری، چیز بهتری به شان می دهند، که از قضا همیشه نمی شود آن چیز را با دست نشان داد. اما روشنفکرها و و ارزشی های ما، همواره گفته اند که آن چیز برای مردم ما بهتر است.

این روزها نشسته ایم به انتظار 15 نوامبر یا همان 24. در شبکه های اجتماعی و سرچ گوگل. بلکه اخبار این واقعه را بخوانیم و تصاویرش را ببینیم. داستان راننده های تاکسی و آتش نشان ها و عکاس هایی که قرار است دور هم جمع شوند تا به کودک شهرشان، این “واقعیت” ا منتقل کنند که یک ابر قهرمان است.

یادم افتاد به یکی از بازیگرهای سینمای ارزشی – روشنفکری ما که چند روز قبل داشت مصاحبه می کرد و می گفت: این جا که سینمای سوپرمن و بتمن نیست، این جا بازیگر نقش های معناگرا بازی می کند. و از این جور حرف ها. انگار یک قهرمان داریم، و یک عنصر جدایی به اسم معنا. یکی دیگر از همان چیزهایی که با انگشت نمی شود نشان شان داد. و البته تا کی می توانند جلوی مردم ما را، در مسیر قهرمان شدن بگیرند.

امیر قادری / کافه سینما

دیدگاهتان را ثبت کنید