خانه / سینما / خواجگان در زمان معزولي همه شبلي و بايزيد شوند! / یادداشت‌های علی معلم برای سرمقاله دنیای تصویر جدید

خواجگان در زمان معزولي همه شبلي و بايزيد شوند! / یادداشت‌های علی معلم برای سرمقاله دنیای تصویر جدید

کافه سینما-علی معلم: یک نگاه به اوضاه و احوال این روزهای سینمای ایران، این نکتته‌ها را به ذهن انسان می‌رساند:

طاووس‌هاي عروسکي با پاهاي زشت

يکي از عوارض بيمارگونه‌ي سينماي سفارشي و رانتي، پديد آمدن سينماگران خودپرست، متکبر، غصب‌ناک و حسود است. وقتي جريان توليد فرهنگي به مخاطب وصل نشود و مردم با استقبال يا عدم استقبال خود تعيين‌کننده توليد نباشند، خالقان و ياري‌گران توليد اثر هنري به کسي جز افکار عمومي و مردم و صاحب‌نظران تعظيم مي‌کنند و در پناه قدرت سرمايه دولتي يا حزب و جريان سياسي صاحب اشرافيتي کاذب مي‌شوند. فيلمسازي که خود را تافته‌ي جدابافته مي‌داند و افکار کوتاه و خودپرستانه‌ي شخص شخيص‌اش را تا حد تقدس بالا مي‌برد، بازيگري که فقط از هنر بازيگري ژست‌ها و اداهايش را ياد گرفته و به زور منابع قدرت صاحب جايگاه شده و مخاطبان و علاقمندان سينما را به هيچ مي‌انگارد و دستمزدش را از مردم نمي‌گيرد، فيلمنامه‌نويسي که هنرش را نه از قلم و تفکرش که از راه سفارش گرفتن از کوته‌بيني و کوتوله‌ها مي‌خواهد اثبات کند، و صاحب نظر و منتقدي که از راه فروش قلم به صاحبان نالايق رسانه‌هاي غيرمستقل، تحليل‌‌فروشي مي‌کند و… همه و همه صرفاً برآمده از شرايطي است که فرديت خلاق هنرمند در مواجهه با مخاطبان آثار قرار نمي‌گيرد.

ديدن چهره‌هاي پرنخوت، مدعي، ارباب‌مسلک و انحصارطلبي که به هيچ عنوان حاضر نيستند در يک بستر آزاد، با ساير رقيبان‌شان به توليد فرهنگي بپردازند و انتظار دارند که جاده را براي‌شان از قبل هموار کنند، صندلي‌شان را برق بياندازند، جايزه‌شان را از قبل در نظر بگيرند و حتي ستايش‌نامه‌ها را قبل از نمايش براي‌شان بنويسند، در ايران امروز به شدت به چشم مي‌خورد و راست‌اش را بخواهيد دل به هم زن است.

هنرمند اصيل و کارآگاه، فن‌سالار شريف و کاربلد و صاحب قلم متعهد به شرافت قلم، مي‌داند که بايد در درياي مردم شنا کند. اگر مدعي آزادي‌خواهي، انسان‌دوستي و از همه مهم‌تر دين و اخلاق هستيم، راه‌اش از آن طرف نيست. به قول مرحوم علي حاتمي در کمال‌الملک که از زبان مظفرالدين شاه از اتابک مي‌پرسد: «به کجا سفر مي‌کني؟» و او در جواب مي‌گويد: «به خانه ي خدا»، مي‌گويد: «از کدام راه؟»، مي‌گويد: «از راه مسکو به طرف مکه خواهم رفت» و در جواب مي‌شنود: «از اين راه به خدا نمي‌رسي حاجي به خانه خدا شايد برسي!»


خواجگان در زمان معزولي همه شبلي و بايزيد شوند!

يکي از پرسش‌هاي صاحب اين قلم از خودش همواره اين بوده که برخي از مديران و مسئولان گرامي در زمان صدرات و مسئوليت خود آنچنان خرِ مُراد را سوار مي‌شوند که بني‌بشري حق ندارد به آنها چپ نگاه کند و چنان در افکار و انديشه‌هاي خود مستغرق‌اند که هيچ ارزشي براي مردم و صاحب نظران قائل نمي‌شوند و خلاصه رحم و مروت و انصاف و عدالت را قرباني ميز و نيمکت چندروزه‌شان مي‌کنند؛ چگونه است که وقتي از کار برکنار مي‌شوند يا کنار گذاشته مي‌شوند چنان حرف‌هايي مي‌زنند و ادعاهايي مي‌کنند که نگو و نپرس. گاه آنچنان اين رفتار تعجب‌آور است که آدمي فکر مي‌کند با دو نفر مواجه است: فرد مسئول کس ديگري است و فرد معزول و گوشه نشسته شخص ديگري!

دوستان! اگر به عقل و هوش و دانش و شعور و تعهد خود ملتزميد مي‌بايست که در زمان مسئوليت و پذيرش قدرت چنين باشيد نه در زمان کنار رفتن و عزل.

مرم را دست کم نگيريد آنها همانطور که در بالا شما را مي‌بينند پيشاپيش پايين آمدن‌تان را هم مشاهده مي‌فرمايند!

اداره سينما، مهرباني مي‌خواهد نه نفرت و تنبيه!

متأسفانه رفتارهاي غلط در حوزه‌ي مديريت فرهنگي و هنري جامعه‌ي ما، از ساليان دور تا امروز، آنقدر اپيدميک شده که قيم مآبي، سرزنش‌گري، شلاق به دستي و امر و نهي رفتارهاي عادي‌اي جلوه مي‌کنند. مسئولان ما گمان مي‌کنند با استفاده از ابزارهاي حکومتي صرفاً بايد امر و نهي کنند، سفارش بفرمايند و هرگاه اوضاع وخيم شد، مسائل را به گردن بقيه بياندازند. اين دوستان ياد نگرفته‌اند که زبان و نحوه‌ي برخورد و سلوک با اهل هنر، زبان و شيوه شدّاد و غلّاظ و نظامي نيست. هنرمند در پرتو شناخت تخصصي‌اش ممکن است خطا کند، دلپذير نباشد يا به بيراهه برود اما قدر مسلم، هنرمندان اصيل و متعهد بُردار حرکتي‌شان به سمت اصلاح است. سينماگران و اهل نظر ما هم آنقدر آش داغ خورده‌اند که به فالوده هم که مي‌رسند پُف مي‌کنند. تا زماني که مردم و دولت با نخبگان و انديشمندان و هنرمندان رفتار و کرداري مهربانانه، تشويق‌گر و ياري‌کننده نداشته باشند، اهالي اين قبيله، رضايت خود را در جاي ديگري جستجو مي‌کنند، با جامعه‌ي خويش خودي نمي‌شوند و دلسوز مردمان و نظام برآمده آراءشان نخواهند بود. اعتماد و تشويق و مهرباني در کنار نقد و نظر و اقتدار برآمده از انديشه، راه حل توسعه هنر و فرهنگ در ايران است.

دیدگاهتان را ثبت کنید