خانه / سینما / حق زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی / ادامه ماجرای "بت کید"، ملکه و توماس جفرسن، مردم سانفرانسیسکو، و اعلامیه استقلال آمریکا / یادداشت این هفته امیر قادری

حق زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی / ادامه ماجرای "بت کید"، ملکه و توماس جفرسن، مردم سانفرانسیسکو، و اعلامیه استقلال آمریکا / یادداشت این هفته امیر قادری

کافه سینما-امیر قادری: مشکل اصلی البته ظاهرا از سال ۱۷۷۶ و اعلامیه‌ای که جفرسون برای استقلال آمریکا، برای بیرون راندن استعمار انگلستان نوشت، حل شد: «ما این حقایق را بدیهی می‌دانیم که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوق سلب ناشدنی معینی به آن ها اعطا کرده است، که حق زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی از جمله آن‌هاست.» اما این دوگانه و این تقابل، راست‌اش حل نشده، و همچنان، به اشکال مختلف، در سراسر دنیا بازتولید می‌شود. تقابل میان مردم و طبقه برتر. تقابل میان آداب و رسوم سنتی، و آن چه واقعا در زندگی روزمره باشکوه مردم جهان جاری است.

کافه سینما-امیر قادری: هفته قبل درباره بت کید نوشتم. کودک سرطانی پنج ساله‌ای که دل‌اش می‌خواست بتمن شود، و مردم شهر سانفرانسیسکو، از راننده‌های تاکسی گرفته تا آتش‌نشان‌ها، گفته بودند تلاش می‌کنند تا روز ۱۵ نوامبر، مطابق با ۲۴ آبان خودمان، مایلز کوچولو را به آرزویش برسانند. و پریروز این اتفاق افتاد. (مجموعه‌ای از این عکس‌ها و ویدیوها و یادداشت‌ها و توییت‌ها را می‌توانید در پست‌های مختلفی که در این پست کافه سینما آورده شده، دنبال کنید.) سانفرانسیسکو، گاتهام سیتی شده بود. یک نفر لامبورگینی‌اش را قرض داد تا ماشین بت کید شود. (همان بت موبیل معروف). در تصاویر، عکس مایلز را می‌بینید که در لامبورگینی سیاه با آرم بتمن نشسته و دارد از مردم شهرش سان می‌بیند. همه ایستاده‌اند و دارند برای مایلز کف می‌زنند و هورا می‌کشند. پلیس‌ها با آرم بت کید روی موتورهای‌شان، کنار کودک سرطانی قهرمان، حرکت می‌کنند. یک کودک دیگر، پلاکاردی دست‌اش گرفته که روی‌اش نوشته: ما بت کید را دوست داریم. و یکی دیگر، پلاکارد: «قهرمان من» را بلند کرده. بنیاد غیرانتفاعی “آرزو کن”، که برای نخستین بار آرزوی مایلز را منتشر کرده، گفته تا به حال چنین موردی نبوده که کمک‌هایی از سراسر جهان سرازیر شوند. یک زن خودش را وسط خیابان، به مانعی بسته تا بت کید بیاید نجات‌اش دهد و بعد در آغوش‌اش بگیرد. توییت‌های مردم را ببینید و عکس‌هایی را که در شبکه‌های اجتماعی گذاشته‌اند، کیف می‌کنید و اشک‌تان در می‌آید. مامورهایی که به یادگار و همراهی، نقاب بتمن زده‌اند. ملت، روزنامه طراحی کرده‌اند برای دل خودشان با تیتر: «بت کید شهر را نجات داد.» یکی تصویری از مایلز کوچولو گذاشته که نقاب از چهره برگرفته، و زیرش نوشته: «کوتاه‌ترین و شیرین‌ترین ابرقهرمان، دوست‌ات داریم.» رییس جمهور آمریکا ساعت ۳ بعد از ظهر شنبه این هفته، توییت کرد که: «بت کید دارد می‌آید». سیاستمداران زیادی هم از طریق شبکه‌های اجتماعی بت کید را حمایت کرده‌اند. جو بایدن معاون اول اوباما، اریک کانتور رهبر اکثریت مجلس نمایندگان و نانسی پلوسی رهبر اقلیت مجلس نمایندگان و عضوی از کنگره برای batkid# در توییتر آرزوهای خوب کردند. پلوسی در توییتش نوشته تو به ما یادآوری کردی چیزی که باید به آن اعتقاد داشته باشیم قدرت رویاهاست. او در کنار این جمله عکسی از لوگوی بتمن بالای پل گلدن گیت منتشر کرده و نوشته: «ازت ممنونم که مردم شهرمان را نجات دادی. قلب یک ملت را لرزاندی و قهرمانی‌ات را با یک ملت تقسیم کردی.» یک عضو جمهوری‌خواه هم گفت با اختلاف این بهترین داستان امروز بود. خبرگزاری‌های بزرگ جهان هم تیتر یک‌شان را به بت کید اختصاص دادند. لس آنجلس تایمز تیتر زد: «سانفرانسیسکو به سلامتی بت کیدی که رویای ابرقهرمانی را زنده کرد.»

در هفته‌های قبل، و در همین ستون، بحث‌های مختلفی کرده بودیم، که حالا اتفاق پریروز، یک نمودش است. از برنامه‌های کشف استعداد تلویزیونی حرف زده بودیم که در آن هر شهروندی، فارغ از هر تقسیم‌بندی، برای لحظاتی یک ستاره است. و از ابزار تکنولوژی و گجت‌ها و فضای مجازی یاد کردیم که دست‌ها و پاهای مردم دنیا را بلندتر می‌کند و به آن‌ها قدرت می‌بخشد. در دنیایی که اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نبودند، ابرقهرمان پنج ساله ما چگونه می‌توانست وجود داشته باشد؟ قدرتمندان جامعه در بهترین حالت، زور می‌زنند که بتوانند خودشان را بخشی از این موج جا بزنند.

این بحث‌های هفته‌های گذشته بود. و حالا می‌خواهیم با هم درباره یک نکته تازه حرف بزنیم؛ از تقابلی که بسیاری از اتفاق‌های صد سال اخیر را به نظرم، می‌توان در پرتو آن دید و تحلیل کرد: «تقابل میان رعیت آمریکا و ملکه انگلیس». مشکل اصلی البته ظاهرا از سال ۱۷۷۶ و اعلامیه‌ای که جفرسون برای استقلال آمریکا، برای بیرون راندن استعمار انگلستان نوشت، حل شد: «ما این حقایق را بدیهی می‌دانیم که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوق سلب ناشدنی معینی به آن ها اعطا کرده است، که حق زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی از جمله آن‌هاست.» اما این دوگانه و این تقابل، راست‌اش حل نشده، و همچنان، به اشکال مختلف، در سراسر دنیا بازتولید می‌شود. تقابل میان مردم و طبقه برتر. تقابل میان آداب و رسوم سنتی، و آن چه واقعا در زندگی روزمره باشکوه مردم جهان جاری است. آن چه ظاهرا رفته، و تقدس تحمیل شده‌ای که هنوز قدرت‌اش را به اشکال مختلف، حتی در ذهن رعیت حفظ کرده است. ابرقهرمان شدن مایلز اسکات سرطانی پنج ساله، حضور همه این مردم و پلیس ها و روزنامه‌نگارها و راننده‌های تاکسی و آتش‌نشان‌ها در خیابان، در حمایت از ابرقهرمانی که خودشان ساخته‌اند، تازه‌ترین تلاش‌ها برای کم کردن و از میان بردن مرز بین ملکه و رعیت است… مسیر تاریخ هم که معلوم است.

کافه سینما / امیر قادری

دیدگاهتان را ثبت کنید